شير على خان لودى

97

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

ذو المعنيين - بر دو نوع است ؛ يكى واضح ، و آن‌چنان است كه شاعر لفظى آورد كه دو معنى داشته باشد ، مثالش : به هر انديشه چندان ريختم دُر * كه گردد عالَمى را گوشها پُر از « گوشها » ذو معنيين اراده مىتوان كرد ، « گوشه » و « گوش » . دوم ذو معنيين غامض ، اين بر سبيل سابق است ، [ و ] آن مشروط است به آنكه از ذو معنيين ، يكى به لغتى باشد و دوم به لغتى ديگر باشد ، مثال : بر لبِ آب بود ما را جا * ناگهان شر رسيد بر سر ما لفظ « ما » به دو معنيست ، يكى معروف و دوم به زبان تازى به معنى آب . ايهام - چنان است كه شاعر لفظى آورد كه دو معنى يا زياده داشته باشد كه بعضى از آن قريب و بعضى بعيد باشند ، و در اين صنعت بهتر از آن بيت امير خسرو دهلوى - عليه الرّحمه - كه در احوالش مذكور گرديده است ، نتوان يافت ، كه از آن هفت معنى صحيح برمىآيد . خيال - آن است كه ايراد الفاظ مشترك كنند ، يكى حقيقى و يكى مجازى ، و مراد مجازى بود ، و شرط است كه در مجاز اصطلاحى باشد يا لطيفه‌اى يا ضرب‌المثل ، و هريكى محتمل بر دو معنى بود به حسب حقيقت و مجاز ، و بر معنى حقيقى خيال دو مثال از شعر قدما : همه اسبان بادپا و گزين * باد صرصر فكنده در ته زين در پس افتاده است از آنها باد * باد را خاك در دهن افتاد خاك در دهن افتادن ، كنايه از نااميديست و معنى حقيقى در اين بيت همين است . امّا شعراى زمان حال اين صنعت را به درجهء اعلى برده‌اند ، كما لا يخفى ، و اين نكتهء مشهور كه شعر خوب معنى ندارد ، در آنجا برأى العين مشاهده مىتوان كرد . مخترع - آن است كه معانى و لطايف تازه برانگيزد و تشبيهات و صنايع نو ايجاد نمايد ، مثال : فلك جلال تو را وزن كرد با مه خود * به پلّه‌اى كه تو بودى سبك گران آمد اگر نبود گران سوى تو بگوى چرا * تو بر زمينى و ماهش بر آسمان آمد توجيه - آنكه در صورت واقعه‌اى كه در خارج شايع و مرسوم بود ، حالتى را توجيه كنند به طريقى كه خوش‌آيند و فرح‌افزا گردد ، مثال :